"برای محمدم"


اوایل نگران آمدنت بودم,تصور بزرگ کردن دوتا بچه با فاصله سنی یک سال برای مادر ِ
 بی تجربه و تنهایی مثل من,دور از خانواده,نگرانی هم داشت,اما اولین تلنگر حضورت درون من متل رد پای فرشته ها بود که یواشکی هدیه خدا را در باغچه قلبم کاشتند ورفتند,از شوق بی تاب ت شدم,لحظه شماری کردم.با مریم کوچولوکه لحظه ای آغوشم را رها نمی کرد هر روز از تو میگفتم حسابی با هم آشنایتان کردم آنقدر که انگار او هم منتظر آمدنت بود که بیایی و دوتایی با هم خاطرات شیرین وگاهی هم سخت را برای من رقم بزنید.مثل همان اوایل  که  دوتا پای کوچکش رو روی سینه توگذاشت تا قدش بلند شده و وبی توجه به گریه تو با شادمانی به قندان پر از قند تاقچه دستبرد بزند,یا روزی که برای آرام کردن تو آنقدرگهواره ات را تکان داد که با صورت روی زمین افتادی وچون قنداقه ات محکم بود حتی نمی توانستی دست و پا بزنی وهر دو آنقدر گریه کردید که از آرام کردن تان عاجز بودم وآخر سر خودم هم به گریه افتادم و مادر بزرگ تان حسابی از این منظره می خندید,با هم گریه می کردید با هم می خندیدید ,با هم مریض می شدید با هم بازی می کردید.
غروب سوم آبان,بود که با درد شدیدی پایان حضور شیرینت را در درون من اعلام کردی و من مشتاقانه برای دیدن تو این درد را به جان خریدم,نوازش های مادرم که سرم را به آغوش گرفته بود راه خانه تا بیمارستان را کوتاه کرد,درست یادمه که  لبخندی زد وبه صورتم نگاه کرد و با اطمینان گفت:این دفه پسر داری اسمش رو چی می ذاری؟ درمیان هجوم درد آرام گفتم :"محمد"
اوایل روز چهارم آبان گریه تو آواز قشنگ زندگی و پایان درد های من بود.
حس شیرینی ست پسر داشتن,نعمت بزرگی ست که خداوند به بنده بی مقداری چون من عطا فرموده بود و من مثل همیشه قادر به شکرش نبودم.وحالا تو مردی هستی برای خودت ومن با دیدنت هر باراحساس غرور می کنم.
آن روز اول ماه صفربود و امروزپس از بیست و هشت سال,تولدت در آستانه عید بزرگ قربان قرار گرفته و این تقارن زیبا شادی مان را چند برابر کرده.
آرزومند آرزوهایت هستم عزیز دلم .تولدت مبارک وعمرت سرشار ازموفقیت وسلامتی,ایمان و علم و عملت روز افزون باد.
 



 








/ 8 نظر / 37 بازدید
مينا

سلام بر مادري مهربان و اديب؛ تبريك؛ تبريك براي تولدِ "محمدِتان" و تبريك براي عيد بزرگِ قربان؛ محتاجِ دعاي خيرتان هستم؛ پاينده باشيد.[گل]

فاطمه

سلام مادر جان [گل] چه زیبا نوشتید کودکانه های دلبندانتان را خدا عاقبت بخیرشان کند . التماس دعا

به حال پسرتان غبطه خوردم که چنين مادر گلي داره. مادر من تبريزه و سالي چند بار بيشتر نمي بينمش.

محمد

عاشقتم مامان جونم[ماچ]

محمد

عاشقتم مامان جونم[ماچ]

محمد

عاشقتم مامان جونم[ماچ]

محمد

عاشقتم مامان جونم[ماچ]